شرف الدين فضل الله حسينى قزوينى

93

المعجم في آثار ملوك العجم ( فارسى )

مكن كفران نعمت زانكه كفران * چو نيكو بنگرى باشد دو كفر آن درست است اين خبر كاندر قيامت * نيابند اهل كفران بوى غفران و بر خلاف واقع بىايضاح بيّنتى و اثبات حجّتى ، امثله و مخاطبات « 1 » اصدار كردند منطوى بر بهتان و دروغ و محتوى بر افترا و اكاذيب ، به‌جانب جمعى كه در سرّ « 2 » ، سر از گريبان طغيان برآورده بودند و به خفيه ، آستين نقض پيمان و هدم بنيان بازماليده و سالها تخم حسد كاشته و هرگز بر ، برنداشته و عمرها غرس نهال خلاف كرده و روزى بوى ثمر مراد نشنيده . لمصنفه « 3 » : خلقى نه مردم‌آسا ، نه آدمى نشان * با ديو هم طويله و با وحش همزبان « 4 » و در حثّ * 17 و تحريض ايشان و قيام نمودن به احتشاد لشكر و استعداد عدتّ و آلت حرب ، مبالغت نمودند و فصلى بدين « 5 » سياق كه مبنى بر عهد و ميثاق و مبتنى از وفا و وفاق بود بپرداختند « 6 » كه اگر چندى امور مملكت شاهزاده به حسن كفايت و فرط مظاهرت و كمال مضافرت * 18 وزير در سلك انتظام متسّق « 7 » و منتظم است ؛ ليكن به كرّات استماع افتاد كه او به‌سبب ضعف به نيت و مراعات كبر سنّ و اواخر عهد شيخوخيّت « 8 » از تصدّى اعمال ملك و تحدّى * 19 با اقران و اكفّاء ، استعفا خواسته است و عذر او در آن باب مقبول نيفتاده « 9 » و خود دور نيست كه امروز [ و فردا « 10 » ] از هجوم هرم و ظهور مشيب آفتاب رايش در عقده كسوف ، اختلال عقد و تدبير افتد و از شروع در كار مصالح ملك و اهتمام به مناظم احوال خلق ، تقاعد نمايد و چون آن صورت به ظهور پيوست و از زخم كعبتين ايام ، چنين نقشى ظاهر شد به ضرورت ، موت را بر حيات مقدم ، و عدم را بر وجود راجح شناسد .

--> ( 1 ) - ب و ج : مخاطبه ( 2 ) - ج : ستر . ( 3 ) - ب و ج : - لمصنفه . ( 4 ) - ب و ج : همعنان . ( 5 ) - ج : بر اين . ( 6 ) - اساس : بپرداخت . ( 7 ) - ب : منسق ( 8 ) - اساس : شيخوخت ( 9 ) - ب و ج : نيفتاد ( 10 ) - اساس : ندارد .